روزی سر بر خواهم آورد ، از لابه لای ابرهای سردرگم و بی نشان و اوج را احساس خواهم کرد ، اوج وجود ! اوج هستی و ..... من یک زمینی ام ، پاهایم گرما و سرمای زمین را حس کرده اند ، گاه خارهای زمین پاهایم را آزرده اند ، و گاه گاهی سبزه با طراوتش آرامش را ، برایم به ارمغان آورده است . همیشه آسمان را در آغوش گرفته ام و هماره او را در آغوش می فشارم ، تا این که روزی برسد که با او یکی شوم .....